ᴇɴᴅᴘᴀʀᴛ♡
اکانت خصوصیداشت حسی رو توی وجودم زنده میکرد که یه عمر ازش فراری بودم، به گمونم دوست داشتن باید یچیزی شبیه این حس باشه.
داشت حسی رو توی وجودم زنده میکرد که یه عمر ازش فراری بودم، به گمونم دوست داشتن باید یچیزی شبیه این حس باشه.
بخاطر از دست دادنش ناراحت نیستم، ناراحتم چون همش حس میکنم حیف شدم، احساسم حیف شد، ذوقی که برای زندگی داشتم حیف شد، اصلا یچیزی توی من مرده که نمیدونم چیه ولی حس میکنم خیلی حیفه که دیگه نیست.
یچیزیمیگمومیرم:
گاهی خدا از طریق آدمهایی که در کنارت قرار میده، بهت میگه دوستت داره؛)
یه چیزی باید باشه که آدم بهش تکیه کنه برای ادامه دادن زندگی، منظورم اینه که غیر از لذت بردن از ذات زندگی یه چیزی باید باشه برای اینکه خودت رو از معلق شدن نجات بدی، برای من اون چیز یادگرفتنه، وقتهایی که دارم یچیزی یاد میگیرم واقعا حالم خوبه و هیچ خبری از غم و غصه و افسردگی و دلمردگی نیست .
اگه ینفر بمونه باهات و منتظر بمونه که رفتارهای بدت رو عوض کنی اون یچیزی بیشتر از عشقه.
یچیزیمیگمومیرم:
پنجره ای که اذیتت میکنه رو ببند، مهم نیس چقد ویوش قشنگه...
یچیزیمیگمومیرم:
یادت باشه کسی که دوست داشته باشه گوشه و کنار زندگیش قایمت نمیکنه...
یچیزیمیگمومیرم:
به کسایی که به همه چیز شک دارند احترام بزارید، اونا یک بار تو زندگیشون عمیقا مُردن..!
یچیزیمیگمومیرم:
بهترین انتقام اینه نشونشون بدی بعد از اینکه
رفتن، زندگیت داره بهتر و بهتر میشه..!
یچیزیمیگمومیرم:
آدمارو از روی شوخیاشون بشناسید،
شوخیا خیلی جدیان..!