برای دیدن نوشته هر عکس، روی اون ضربه بزنید :)
❤️
.
می نویسم در میان بغض و حسرت ،نامه را
باز دلتنگت شدم ، بفرست دعوتنامه را
.
تا کبوترهای گنبد پستچی های منند
می رسانم آسمانی تر به دستت نامه را
.
شهر من از مشهدت دور است و نزدیک است دل
دل خودش می آورد گاهی به سرعت نامه را
.
گاه اشکی ،گاه شوقی ،گاه شعر تازه ای
می نویسم باز هم در چند قسمت نامه را
کاش وقتی درد دلهایم به دستت می رسند
واکنی یک گوشه ی آرام و خلوت نامه را
عاقبت این سطرها با خط نستعلیق من
خواندنی تر می کند تا بی نهایت نامه را
.
غصّه های کوچکم را هم برایت گفته ام
خاطرم جمع است می خوانی به دقّت نامه را
.
خواب دیدم باز هم اردوی مشهد می برند
تا گرفتم از پدر دیشب رضایتنامه را-
.
صبح شد ، تب داشتم ، دیدم کنار بسترم
مادرم با گریه می خواند زیارتنامه را
.
شاعر: مریم کرباسی نجف آبادی
.
#امام_الرئوف... ❤
#دلتنگی
#دلصدا
همان هنگام که زهر کینه قلبتان را شرحه شرحه کرد و همان زمانه که قلم و دوات خواستید و درست همان لحظههایی که اجر رسالت را معرفی میکردید، عدهای درحال تهیه و تدارک زهری بودند تا بعد از شما کار اسلام را یکسره کنند.
با همان قلم و دواتی که به شما داده نشد، نقشه شوم سقیفه روی کاغذ بغض و حسد کشیده شد. با همان قلم نشانی دقیق کوچههای بنیهاشم رسم شد. با همان مرکب مختصات خانه علی علیهالسلام مشخص گردید. با آن قلمِ نیاوردهشده مسیر حرکت کاروان حسین (ع) از کربلا تا شام کاملا پیشبینی شد.
بعد از شما همه آماده پرداخت مزد رسالت بودند آنهم بهطور تمام و کمال.
عدهای برای صافکردن حسابشان با شما و پرداخت اجرتان هیزمشکن شدند، گروهی آهنگری پیشه کردند و گروهی طناب میبافتند.
همان لحظههایی که علی (ع) را به صبر خواندید و فاطمه سلاماللهعلیها را اولین ملحقشونده به خودتان معرفی کردید، درست همان لحظه دستان مردانگی بسته شد، خار در چشم حقیقت و استخوان در گلوی عدالت فرو رفت، سیلی به صورت صداقت خورد و جگر صبر هم بعد از شما با آنهمه مصیبت پاره پاره گردید.
همان لحظههای بعد از شما سر ایثار و عزت بالای نی رفت، حیا و عفت به اسارت گرفته شد و یکی پس از دیگری زهر دشمنی انسانیت را از بین برد.
هنگامه رفتنتان اسلام هم مرد و امتتان چه خوب اجر رسالت را پرداختند و میپردازند!
لعنت خدا برآنان که از همان اول اساس ظلم و ستم را در زمین دشمنی بنا کردند.
اللهمالعناولظالمٍظلمحقمحمدٍوآلمحمدوآخرتابعٍلهعلیذلک
#شهادت #پیامبر #حضرت_محمد_ص #حضرت_محمد
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم»
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
حکم جهاد بر شما مقرّر گردید و حال آنکه بر شما ناگوار و مکروه است، لکن چه بسیار شود که چیزی را مکروه شمارید ولی به حقیقت خیر و صلاح شما در آن بوده، و چه بسیار شود چیزی را دوست دارید و در واقع شرّ و فساد شما در آن است، و خدا (به مصالح امور) داناست و شما نادانید.
فکرش را بکن. هواپیمایی که بلیطش را توی این گرانی و تورم و بیارزشی پول ملی با بدبختی خریدهای و با کلی ذوق خودت را به فرودگاه رساندهای پریده است. تو جاماندهای بایه دنیا حسرت ... با غیظ و بغض توی سالن نشستهای... اما یکساعت بعد یکهو خبر سقوط همان هواپیما و کشتهشدن همهی مسافران را از تلوزیون سالن میشنوی. بدنت یخ میکند. عینهو لیوان داغی که یخ تویش بریزند از ده جا ترک برمیداری. به یاد قرآن میافتی: چهبسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیرِ شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است. و خدا میداند، و شما نمیدانید (بقره
این وضعیت همان آقایی است که از سقوط هواپیمای بوئینگ هفتصد و سی و هفت اندونزی جان سالم بهدر برده است. یا مثلا نسخهی ایرانیاش در سقوط هواپیمای تهران یاسوج. فرهادِ آرامشنیا.
خدا می داند فرهاد، همان که صبحِ روز پرواز تهران یاسوج، یا خواب مانده بوده یا توی ترافیک، و زیرلب فحش میداده که به پروازش نمیرسد، شبِ بعد از سقوط چه حالی داشته.
آن شب سرش را که روی بالشت میگذارد شاید یاد این میافتد که اگر به پروازش میرسید الان تنِ بیروحش لای برفها و آهنپارهها بود و چقدر کارهایش ناتمام میماند. خوابش نمی بَرَد. آنها که مردهاند چه؟
اما مگر نه آن است که ما هر شب مثل فرهادیم. مثل آقای جامانده از پرواز اندونزی. مگر خواب برادر مرگ نیست؟ سقوط هواپیما چون سریع است به چشم میآید. اما سقوط نرمی هم هست که متوجهاش نیستیم. سقوط #هواپیمای_عمر.
باارزشترین سرمایهی هر جانداری.
ما ثانیه به ثانیه در حال سقوط و نزدیک شدن به زمین (گور) هستیم. فقط چون کمی طولانی است حالیمان نیست. داغیم. کافیست که به همین بیندیشیم که این قافلهی عمر عجب میگذرد.
آنوقت است که
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرَس فریاد میدارد که بربندید محملها.
ادامه در کامنت
لطفا با دقت صحبت کنیم و دلی نشکنیم.
یاحق
توهین=بلاک
@1ayeh