.کوروش از این روز به بعد برای همیشه خوابید
× بابابزرگ ×
پستهای مشابه
بیشتر از سنمون دیدیم
بیشتر از عمرمون شکستیم
بیشتر از اون که باید،فکر کردیم
حرص خوردیم،تلاش کردیم، ساختیم
زود بزرگ شدیم
و خیلی زود داریم پیر میشیم...
ما هم روزی چند چروک بیشتر ، چند ناخوشی تازه ، چند موی سفید برای فردای خودمان ذخیره میکنیم ..
- صادق هدایت
♡
و آنها که آمده بودند از غم ما بکاهند، غم بیشتری به ما هدیه دادند.
برایت گلهایی خواهم فرستاد
که از زخمم نوشیدهاند ..
- گالیا پوپووا
♡
دوست دارم همین حالا گریه کنم
برای همه چیز ، برای همین حالا
اما رنج ، رمقی برای ابراز ندارد
- معین دهاز
♡
هیچکس نمیتواند گذشتهام را علیه من استفاده کند، خودم مینشینم سر همان میز و داستانم را از اول تا آخر تعریف میکنم، اشتباهاتم، شکستهایم و هر درسی که در مسیر یاد گرفتهام همه را پذیرفتهام، با تاریکترین فصلهای زندگیم صلح کردهام، چیزی که برای تو سوژه حرفه برای نماد زندگیمه.
فقط کافیه به دستت بیاره
بعد یه جوری میذارتت کنار که انگار هیچ وقت نبودی
#بحرفیم
امروز تولدمه ...
من بلد نیستم آرزو کنم میشه به جام آرزو کنید؟.
چیو بخوام ۲۰۷ مشکی؟؟
در تاریخمان بنویسید:
آنان که زنده مانده بودند هم مُردند
ما نگاه کردیم و ذره ذره تمام شدیم ..
اگر خدا جواب شما را نمیدهد
بدانید که استاد در طول آزمون صحبت نمیکند ..
دوست داشتن خیلی خطرناکه ؛ درست مثل این میمونه قلبتو دو دستی از جاش در بیاری کادو پیچ شده تحویل یکی دیگه بدی و اونقدر بهش اطمینان داشته باشی که طرف آسیبی به قلبت نمیزنه ، ولی یه روز میونِ اون همه باور و اعتمادت نسبت به اون آدم فقط قلبته که دیگه جز سنگ چیزی ازش باقی نمونده!
و در نهایت همه چی را دست او می سپارم
میشناسمش ، چنان جهان را میگرداند که من و آرزوهایم کنار هم راه می رویم ..
♡
علیرضا روشن میگه:
اندوهگین نباش سرزمین من
در شکاف زخم های تو بذر گل کاشتهام
تو روزی، سراسر گلستان خواهی شد .🩵
♡
با چَشمهایش چیزهایی را دیده بود که آرزو می کرد ای کاش از بدو خلقتش چشم نداشت و یا کور می شد و این روزها را نمیدید :(
♡
با تمام دردها، با تمام زخمها
باز هم صبح و زندگی قشنگ است
تقلای آفتاب برای رساندن دستانش به
گلهای فرش از لابلای پرده
تن شستن برگ در زلال خورشید
اینها قشنگ اند ..
با تمام رنجها می شود به زندگی سلام کرد و عابران کوچه را دوست داشت ..
- محبوبه احمدی
♡
کافکا چقدر احساس تنهایی می کرده وقتی گفته:
نمی توانم به تو بفهمانم، نمی شود به دیگری فهماند که درونم چه می گذرد
حتی به خودم نیز نمی توانم توضیحش دهم ..
♡
شکل سرگردانی ِ من بود
بوی غم میداد چشمانش
- فروغ فرخزاد
♡
به او بگویید بعد از او ، هیچکس را قدرِ او دوست نداشتهام ..
میدانم توانِ بازگشت ندارد
اما همین که بداند ، کافیست مرا :(
♡
و من تکههایی از تو را دوست دارم که
هیچکس قادر به دیدن آنها نیست.
• |.
نیاز دارم برگردم به روزی که دو تا غریبه بودیم و زخمت رو تنم نبود میدونی اون موقع هم آدم غمگینی بودم ولی انقدر زخمی و غمگین نه.
به سرزمینم میمانی
اندوهگین
اما زیبا
اما دوست داشتنی 🤍
- غسان کنفانی
♡
بهمن تموم شد، ولی زمان توی دیماه متوقف شده.
نگاه کن که غم درونِ دیدهام
چگونه قطره قطره آب میشود
- فروغ فرخزاد
♡
به آغاز اعتماد نکن
حقیقت در آخرین لحظات گفته میشود.
تو یه زخمی روی قلبم
که فشارش میدم از قصد.
تو مثل عطر شالیزارِ باران خورده میمانی ، همینقدر لطیف .
- غلامرضا رنجبری
♡
دیدی وقتی شمع روشن میکنی، دستهات رو دورش میگیری که باد خاموشش نکنه؟ یه ذره امید ته دلم مونده، با دستهای لرزون نگهاش داشتم، چون اگه اون خاموش بشه، منم دیگه خاموش میشم.
پس از مدتی چنان قلبت ترسیده میشود؛
که با دیدن امیدی تازه
جای آنکه شاد شوی، وحشت میکنی...
.️.
« رویا »
سرنوشت در سنی غمگینم کرد،
که مردم در آن سن،آرزوهایشان را زندگی می کنند.
کامنتها