این
عشق
همان مذهب دیرینه ی ما بود...!
"معین زاده"
پستهای مشابه
بیشتر از سنمون دیدیم
بیشتر از عمرمون شکستیم
بیشتر از اون که باید،فکر کردیم
حرص خوردیم،تلاش کردیم، ساختیم
زود بزرگ شدیم
و خیلی زود داریم پیر میشیم...
ما هم روزی چند چروک بیشتر ، چند ناخوشی تازه ، چند موی سفید برای فردای خودمان ذخیره میکنیم ..
- صادق هدایت
♡
و خداوند مرا نور چشم است
و خداوند مرا نور قلب است
او چراغ روشن راه من است
آری من از تاریکی نمی ترسم .
- معصومه صابر
برایت گلهایی خواهم فرستاد
که از زخمم نوشیدهاند ..
- گالیا پوپووا
♡
فقط کافیه به دستت بیاره
بعد یه جوری میذارتت کنار که انگار هیچ وقت نبودی
#بحرفیم
امروز تولدمه ...
من بلد نیستم آرزو کنم میشه به جام آرزو کنید؟.
چیو بخوام ۲۰۷ مشکی؟؟
در تاریخمان بنویسید:
آنان که زنده مانده بودند هم مُردند
ما نگاه کردیم و ذره ذره تمام شدیم ..
و در نهایت همه چی را دست او می سپارم
میشناسمش ، چنان جهان را میگرداند که من و آرزوهایم کنار هم راه می رویم ..
♡
علیرضا روشن میگه:
اندوهگین نباش سرزمین من
در شکاف زخم های تو بذر گل کاشتهام
تو روزی، سراسر گلستان خواهی شد .🩵
♡
با تمام دردها، با تمام زخمها
باز هم صبح و زندگی قشنگ است
تقلای آفتاب برای رساندن دستانش به
گلهای فرش از لابلای پرده
تن شستن برگ در زلال خورشید
اینها قشنگ اند ..
با تمام رنجها می شود به زندگی سلام کرد و عابران کوچه را دوست داشت ..
- محبوبه احمدی
♡
حال همه ما تاسیان است؛
نمرده ایم
اما زنده هم نیستیم...
شکل سرگردانی ِ من بود
بوی غم میداد چشمانش
- فروغ فرخزاد
♡
نیاز دارم برگردم به روزی که دو تا غریبه بودیم و زخمت رو تنم نبود میدونی اون موقع هم آدم غمگینی بودم ولی انقدر زخمی و غمگین نه.
به سرزمینم میمانی
اندوهگین
اما زیبا
اما دوست داشتنی 🤍
- غسان کنفانی
♡
بهمن تموم شد، ولی زمان توی دیماه متوقف شده.
نگاه کن که غم درونِ دیدهام
چگونه قطره قطره آب میشود
- فروغ فرخزاد
♡
تو مثل عطر شالیزارِ باران خورده میمانی ، همینقدر لطیف .
- غلامرضا رنجبری
♡
سرنوشت در سنی غمگینم کرد،
که مردم در آن سن،آرزوهایشان را زندگی می کنند.
من اون سقفم که آواره من اون خونم که پر درده
من اون بغضم که دنبال عزیزش داره میگرده
منم اون دفتر شعری که هر بیتش غم انگیره
بهار از قلبمون رفته همش پاییز و پاییزه...
اون موقع که از مشکلات میم میساختیم فکر میکردیم بیخیالیم، نگو فقط هنوز کارد به استخون نرسیده بود.
و به تنهایی برایم روشن است
کسی که خیره می ماند به ماه
روی زمین غریبه است .
- یاسر سهرابی
♡
برایِ همهی چیزهایی که از دست دادیم
برای این که در جوانی دیگر چیزی برای از دست دادن نداریم
ما هر چه را که باید از دست داده باشیم
از دست دادهایم ، ما بیچراغ راه افتادیم .️
- فروغ فرخزاد
♡
نبینمت که غریبی
بیا در آغوشم
کدام خانه سزاوار توست
جز وطنت؟ .️
- فاطمه معصومی
♡
ماهم همینطور آقای هوشنگ ابتهاج:
به آرزو نرسیدیم و دیر دانستیم که راه دور تر از عمر آرزومند است.
بعد از مرگم اگر نسیمی گونهات را بوسید
بدان منم.
• |.
شاید دوباره گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوییدی
پس به نام زندگی ، هرگز مگو هرگز .🤍
♡
شُد شد
نشد میرم یه خونه روستایی
وسط جنگل میگیرم
تنهـا و بی دغدغه زندگی میکنم 🤍
♡
هرکی یجوری تنهامون گذاشت
یکی از سر سوتفاهم
یکی واسه قهر طولانی
اون یکی ندونم کاری
یکی واسه منفعت!
یکی گفت دو دقیقه ای میام، نیومد
یکی اومد ولی دیر اومد
یکی هم تو راه وطن رفت...
بزرگسالی همین شکلیه؛
تنهاترت میکنه
من نمیدونستم قراره آخرین باری باشه که موقع حرف زدن باهات لبخند میزنم، نمیدونستم اخرین باریه که فکر میکنی من با همهی آدمای دورت فرق دارم، نمیدونستم آخرین ویسیه که اسممو توش میگی و یه عالمه نمیدونستم دیگه که تکرارشون شد یه حسرت.
کامنتها