کپشن های مربوط به پرسیدند

ᴇɴᴅᴘᴀʀᴛ♡

اکانت خصوصی

اگر درباره‌ی من از تو پرسیدند‍‍، بگو: «به همان اندازه که دوستم داشت، آزارش دادم!»


تکست‌تیوب

اکانت خصوصی

‍پرسیدند چرا چنین بی مرز دوستش داری؟
گفتم او زخم هایم را بوسید
و «رنجم» را باور کرد...


. .


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

اگر فردا روزی
آن‌ها که ما را با هم دیده‌اند
‍پرسیدند او که ‌بود ،
خیلی دقیق از من نگو...
مختصر بگو باقی عمر من است او...

#جمال_ثریا


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

اگر روزی از خاورمیانه پرسیدند بگو
خاکی بود که افغانش به ایران می‌گریخت
ایرانی‌اش به ترکیه
تُرکش به سرزمین سبزها و بورها...
که رفتن‌های ما هجرت نبود، گریز بود.
سفر نکردیم، کوچانده شدیم.
بگو از مرگ به آوارگی پناهنده شدیم.
از خفّت به بی‌وطنی!





کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

پرسیدند:
چرا چنین بی‌مرز دوستش داشتی؟
گفتم:
او زخم‌هایم را بوسید
و رنجم را باور کرد ...


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

اگر روزی از خاورمیانه پرسیدند بگو
خاکی بود که افغانش به ایران می‌گریخت
ایرانی‌اش به ترکیه
تُرکش به سرزمین سبزها و بورها...
که رفتن‌های ما هجرت نبود، گریز بود.
سفر نکردیم، کوچانده شدیم.
بگو از مرگ به آوارگی پناهنده شدیم.
از خفّت به بی‌وطنی!


•سلمان امین


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

اگر از تو درمورد من پرسیدند‍‍،
بگو اندکی شعر را دوست داشت
و بسیار مرا...


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

.
مجنون با انگشت روی‌ خاک مینوشت
لیلی...لیلی...
‍پرسیدند چه میکنی؟؟!
گفت: چون میسر نیست مرا کام او
عشق بازی میکنم با نام او :)
اینجوری باید عاشق بود...



کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

از تیمورلنگ پرسیدند‍‍:

چگونه امنیتی در کشور پهناور خود ایجاد نمودی که وقتی زنی با طبقی از جواهرات طول کشور را طی می‌کند؛ کسی به او تعرضی نکرده و جسارتی نمی‌کند؟
در جواب، جمله کوتاه ولی با تاملی می‌گوید:
در هر شهری که دزدی دیدم، گردن داروغه را زدم!



کپشن‌بآز

اکانت خصوصی

از عارفی پرسیدند‍‍:
روی نگین انگشترم
چه حک کنم که
وقتی شادم به آن
بنگرم و وقتی
غمگین شدم به آن
نظر کنم ؟
گفت حک کن می‌گذرد!