MaHeReH.313
اکانت خصوصی
خداییش من هرچی نیگا میکنم
.
.
.
.
باورم نمیشه گاو با علف یه همچین هیکلی به هم زده باشه
ضدحال طنز
خداییش من هرچی نیگا میکنم
.
.
.
.
باورم نمیشه گاو با علف یه همچین هیکلی به هم زده باشه
عاغا مامی ما داشت ساعت 2شب به زور گودزیلای داداش مارو می خوابوند هی داستان گفت اونم مگه خوابش میبرد(مام زیر پتو کله تو گوشی داریم داستانو گوش میدیم)رسید به یه جاهایی دیگه کم اورده بود....اره پیرزن بچه هایی که خوابشون نمی.....بردووووو....یکی یکی مینداخت ...تو اب جوش 0-0
حالا مارو داشته باش اون لحظه....
گودزیلا0-0
مامانم:)
نویسنده کتاب کودک:(
من :0
خداییش خواب من یکی پرید
مامان ما داریم ایا؟؟؟؟؟
عاغا ما دیشب تو باشگاه بودیم . بعد یه تمرین که همه باید میشستن بعد بقیه از روشون میپرن نوبت من که شد مو قع پریدن پام خورد تو کله رفیقم بعد همه پریدن اون هنوز همون جا نشسته بود فکر کنم هنگ کرده بود. بعد استادمون اومد فکر کرد داره مسخره بازی در میاره بلندش کزد تا میخورد زدش. ولی خداییش هنگ کرده بود نمیتونس بگه من زدم تو سرش.ولی خداییش چقدر اون روز با دوستم خندیدیم ولی طفلک گناه داشت فکر کنم دفه بعدی بخوام برم باشگاه پدرمو در میاره.
معلم هندسه ی سال دوم ما یه روز داشت درس میداد
بعد گفت دوتا خط موازی هیچ وقت به هم نمیرسن مگر اینکه یکیشون خودشو بشکنه
من بهش گفتم : استاد من خودمو شکستم... چرا بهش نرسیدم؟
استاد گفت :
.
.
.
.
بشین سر جات زر اضافی هم نزن همین چرت و پرتا رو مینویسی تو یه جمله که نوبت اول 7 گرفتی :|
هیچی دیگه نشستم مثل بقیه جزوه نوشتم :|
ولی خداییش خیلی معلم بی احساسی بود :)))
آب نیترات دار - نان جوش شیرین دار - برنج آرسنیک دار - سبزیجات با فاضلاب - میوه ها با کود شیمیایی و سموم دز بالا - لبنیات با وایتکس و روغن پالم - گوشت تاریخ مصرف گذشته - مرغ هورمونی -آلودگی هوا - پارازیت - پراید و پرواز به سوی ابدیت.... خداییش تصادفی زنده ایم!
نه خداییش بیایید شما هم اعتراف کنید بچه که بودید
شبا کسی تو کوچه نبود میخواستید برید خونتون بلندبلند شعر میخونید
که مثلا جن ها فکنن دو نفرید نیان بخورنتون
راقب سر جلسه امتحان اومد گفت:
کارت ورود به جلسه؟؟؟
گفتم: اصن به قیافه من میخوره درس خون باشم جای کسی بیام امتحان بدم!؟
گفت خداییش نه و ول کرد رفت
همسرم
همدلم
همزبونم
همپام
همدستم
همش درد میکنه
خداییش دکتر خوب سراغ ندارید ؟!
گوریل انگوری با اون هیکلش خودشو جا میداد رو ماشینه بیگلی بیگلی
بعد من نمیتونم خودمو تو دل یکی جا کنم
خداییش انصافه ؟؟!!
آقا ما بعد شونصد سال زندگانی
تازه دریافتیم سندی چی میگه.....
میفرمان:امشو شو شه لیبک ری هیرونه
لیبک=قطل نما
ری=رو
هیرونه=هیرون به گویش بوشهری میشه شمال
یعنی امشب شبشه ودارم میرم به سمت شمال
حالا چرا داره میره شمال؟
شاعر توی مصراع بعدی دلیلش رو میگه:
یارم براز جونه!
ودلیلش اینه که براز جان شمال بوشهر قرار داره!
خداییش اونایی که فکر میکردن میگه:
لیپک لی لی لونه
دستا بــــــــاـلا لـــــــــــطفا