زندگی من
اکانت خصوصیگاهی به من بگو که از تاریکیِ خودم بیرون بزنم و امیدوار باشم و نترسم ، گاهی به من بگو که زندگی هنوز ارزش زیستن دارد و یک داستانِ غمگین هنوز هم میتواند پایان شادی داشته باشد 🤌🏻
گاهی به من بگو که از تاریکیِ خودم بیرون بزنم و امیدوار باشم و نترسم ، گاهی به من بگو که زندگی هنوز ارزش زیستن دارد و یک داستانِ غمگین هنوز هم میتواند پایان شادی داشته باشد 🤌🏻
اگه فرصت شد وسط مقایسه و حسادت این داستانها، بعضی وقتها از ته دلتون واسه یکی خوشحال شین قول میدم که چیزی ازتون کم نمیشه.
‏شروع داستان همه پرنسسا همینطوری بوده
پس غصه نخور عزیزم 🤍
♡
از تمام احساساتم خسته ام، در آغوشم بگیر و برایم داستانی تعریف کن که مرا به خوابی بدون بیداری فرو ببرد.
او رفیق واقعی من است
او برخلاف دیگران که تا وقتی داستان و قصهات را میشوند میروند ، کنار من ماند
تنها کسی که اندوه مرا انکار نکرد و بارها به داستان های تکراری من گوش کرد تا من خالی شوم ، تنها کسی که خنده های مرا باور نکرد و غم مرا فهمید
تنها کسی که میتوانم با او راجع به چیز هایی حرف بزنم که بقیه نه میفهمند ، نه درک میکنند 🤍
♡
آدم های دورش کمتر و کمتر میشدن اما براش مهم نبود معتقد بود اگه خودشو داشته باشه عملا کم و کسری نداره و بازم میشه زندگی کنه.بی احساس یا بی رحم نبود فقط،دیگه رو آدما حساب نمیکرد چون ته داستانو خوب میدونست،برای همین فقط امیدش به خودش بود.
I ᴡʀɪᴛᴇ ᴛʜᴇ sᴀᴅᴅᴇsᴛ sʜᴏʀᴛ sᴛᴏʀʏ ɪɴ ᴛʜᴇ ᴡᴏʀʟᴅ.؛
Oᴜʀ ʜᴇᴀʀᴛs ʙᴇᴀᴛ ғᴏʀ ᴇᴀᴄʜ ᴏᴛʜᴇʀ, ʙᴜᴛ ᴛʜᴇʏ ᴅɪᴅɴ'ᴛ.
غمگین ترین داستان کوتاه دنیا را مینویسم؛
قلبمان برای هم تپید،اما نشد.
شاید بتونی کل روز رو وانمود کنی خوبی ولی شب، شب داستانش فرق داره.
داستانت از جایی تغییر میکنه که خستهای ولی دائم در حرکتی، از گذشته فرار نمیکنی بلکه درس میگیری، به پرورش روح خودت بیشتر اهمیت میدی، از تلاشهای قدم به قدم و کوچیکت لذت میبری.
زمانی وجود داره که کل دارایی، عشق و محبتتو تقدیم یک نفر کنی، ممکنه جدای همه ی خوبیایی که کردی جوابت وظیفت بود باشه، در انتخاب آدم های زندگیتون چه دوست چه پارتنر بیشترین حساسیت و دقت رو داشته باشید، تا در آخر اون شکست خورده ی داستان نباشید.