کپشن های مربوط به پاسبان

کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

مرزهای آغوشم
تنها به روی تو باز است
و معشوقی
چون تو می خواهد
تا تمامِ عمر
پاسبانِ حرمِِ آرزوهای تو باشم

#شهاب_شهابی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌


یک جمله

اکانت خصوصی

ای پاسبان بر در نشین
در مجلس ما
رَه مده

جز عاشقی،
آتش دلی،
کآید از او بویِ جگر...


"مولانا"
"تصویر: عبدالرحیم هیات '
استاد بزرگ دوتار ایغور چین "


یک جمله

اکانت خصوصی

ای پاسبان بر در نشین
در مجلس ما
رَه مده

جز عاشقی،
آتش دلی،
کآید از او بویِ جگر...


"مولانا"
"تصویر: عبدالرحیم هیات '
استاد بزرگ دوتار ایغور چین "


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

✿ کپشن خاص ✿

من زندگی را دوست دارم
ولی از زندگی دوباره می‌ترسم !
دین را دوست دارم
ولی از کشیش ها می‌ترسم !
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبان ها می‌ترسم !
عشق را دوست دارم
ولی از زن ها می‌ترسم !
کودکان را دوست دارم
ولی از آینه می‌ترسم !
سلام را دوست دارم
ولی از زبانم می‌ترسم !
من می‌ترسم ، پس هستم
این چنین می‌گذرد روز و روزگار من
من روز را دوست دارم
ولی از روزگار می‌ترسم

#حسین_پناهی


یک جمله

اکانت خصوصی

مراقبه نگهبانی دل است ،
دلی که نگهبان ندارد مرده است و دزد هستیش را برده.
نگهبانی دل
اصل سلوک است و
پاسبان ،
لازم درگاه ملوک ؛
شخص مراقب ، بحفظ و انتظار هر دو مواظبست ، یعنی حفظ دل از خطرات و انتظار ورود محبوب ، در حالات...


"میرزا حسن صفی عیشاه "


7ilife.blog.ir

اکانت خصوصی

پادشاهی را وزیری عاقل بود از وزارت دست برداشت
پادشاه از دگر وزیران پرسید وزیر عاقل کجاست؟


گفتند از وزات دست برداشته و به عبادت خدامشغول شده است
پادشاه نزد وزیر رفت و از او پرسید از من چه خطا دیده ای که وزارت را ترک کرده ای؟

☝️گفت از پنج سبب:

اول آنکه تو نشسته می‌بودی و من به حضور تو ایستاده می‌ماندم اکنون بندگی خدایی می‌کنم که مرا دروقت نماز هم ، حکم به نشستن می‌کند

دوم آنکه طعام می‌خوردی و من نگاه می‌کردم اکنون رزاقی پیدا کرده‌ام که اونمی خورد و مرا می‌خوراند

سوم آنکه توخواب می‌کردی و من پاسبان‍‍ی می‌کردم اکنون خدای چنان است که هرگز نمی‌خوابد و مرا پاسبان‍‍ی می‌کند

چهارم آنکه می‌ترسیدم اگر تو بمیری مرا از دشمنان آسیب برسد اکنون خدای من چنان است که هرگز نخواهد مرد و مرا از دشمنان آسیب نخواهد رسید

پنجم آنکه می‌ترسیدم اگر گناهی از من سرزند عفو نکنی، اکنون خدای من چنان رحیم است که گناهی کنم توبه ام را بپذیرد


خدا داستانک

ترنم

اکانت خصوصی


ﻏﯿـــﺮﺕ ﻣــــــــﺮﺩﺍﻧــــــــــــــــﻪ،ﺣﺴﺎﺩت ﺯﻧـــــــــﺎﻧــــــــه... ﻏﯿﺮﺕ،
ﺣﺴﺎﺩﺕ،
ﮔﯿﺮ ﺩﺍﺩﻥ،
ﺟﺎﺳﻮﺳﯽ... ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ " ﺗﻮ ",
ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﺍﺳﻤﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺫﻫﻨﺖ ﭼﻪ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﯼ,

ﺍﻣﺎ ... ﺍﻣﺎ ﺑﺪﺍﻥ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ حرف زدنت ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺧﻮﻧﺶ
ﺑﻪ ﺟﻮﺵ ﻧﯿﺎﯾﺪ,

ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺗﺸﺮ ﻧﺰﺩ ﮐﻪ ﺯﻭﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩ,

ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻫﺮﺯ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﻭ ﺩﻡ ﻧﺰﻧﺪ ﻭ
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﺟﯿﺢ ﺑﮕﻮﯿﺪ "ﺁﺯﺍﺩﯼ"

ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﺩﯾﺮ ﺟﻮﺍﺑﺶ ﺭﺍ
ﻣﯿﺪﻫﯽ،

ﭘﯿﺎﻡ ﻧﺪﻫﺪ ﮐﻪ ﮐﺠﺎﯾﯽ؟ﺭﺳﯿﺪﯼ؟

ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻭ ﭘﺎﮐﯿﺖ,

ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﭘﺎﺳﺒﺎﻧﯽ ﻧﮑﻨﺪ ﺍﺯ ﻭﺟﻮﺩ ﻟﻄﯿﻔﺖ,.... ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﺪ.

ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺑﺎ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺭﻫﮕﺬﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﯼ.

ﻣﺮﺩ ﺑﺎ ﻏﯿﺮﺗﺶ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﮐﻪ : " ﺗﻮ " ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ "ﺍﻭ " ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻣﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ,
ﺗﺎ ﺗﻤﺎﻣﺶ ﺭﺍ فدﺍﯾﺖ ﮐﻨﺪ...
////////////////////***************************//////////////////////////////
اے کآش میشد

فقط مآل خودم بآشے.. خنده ھات.. طرز نگات.. اے کآش میشد

فقط مآل خودم بآشی

تمـــــــــــامــــــ حــــــجــــــــــــم قــــــلــــــــ ـ ?? ــ ـــ ـــــــبت تمــــامــــ روحــ و فکــــــرت تـــــــمــــــــــــامـــــ ـــ ــ تـــــــــــو ✘ اے کآش بכانے تمام تو ســـهــــم . مـــــט اســـــــــتــــ. ✘

و
چقــــ ـــــ ــــ ـــــבر
حـــــــســــــــود ميشـــوم

اگــــر سـهمی ـببرد ازتـــــــــــو کســــــی

حتـــــــــــــــی بـــــــــــه جـــــــســـــــارت يڪ نــــــــــــگاهـ .


تنهایی جدایی درد دل

hosseini97

اکانت خصوصی

من زهرکس آن طمع دارم که او
صاحب آن باشد اندر طبع وخو
من ز سرکه می نجویم شکری
مر مخنث را نگیرم لشکری
من ز سرگین می نجویم بوی مشک
من در آب جو نجویم خشت خشک
من نجویم پاسبان‍‍ی را ز دزد
کار ناکرده نجویم هیچ مزد
من ز شیطان این نجویم کوست غیر
که مرا بیدار گرداند به خیر
مولوی


شعر و دوبیتی

alesa

اکانت خصوصی

شحنه های خسته ای هستند
چشمانم ...
تمام شب
"دوستت دارم " را
پاسبانی داده اند ...


درد دل