زندگی من
اکانت خصوصی
در آخرین نامهاش نوشت:
« و سرانجام ، محافظت از خودم و روحم بر علاقهام به تو پیروز شد »
در آخرین نامهاش نوشت:
« و سرانجام ، محافظت از خودم و روحم بر علاقهام به تو پیروز شد »
گاهی به من بگو که از تاریکیِ خودم بیرون بزنم و امیدوار باشم و نترسم ، گاهی به من بگو که زندگی هنوز ارزش زیستن دارد و یک داستانِ غمگین هنوز هم میتواند پایان شادی داشته باشد 🤌🏻
و زن نوشت:
یکروز به عقب نگاه میکنیم و با خودمان میگوییم، خوب شد تسلیم نشدیم!
یحیی ..
بیشتر ما زنها چیزهایی را به آدمها میدهیم که هیچکس هرگز به خودمان نداده ، مهربانی ، صبر ، پناه و بخشش .
دربارهاش فکر میکنم، فکر میکنم، فکر میکنم و در فکر غرق میشم و درنهایت با خودم میگم: کاش اینطوری نمیشد.
وقتی بهش گفتم من از تو فقط یه توجه کوچیک میخواستم که دلم گرم باشه به زندگی،دلم به حال خودم سوخت…
اون موقعها که ارزش خودم و نمیدونستم خیلی خوش میگذشت. الان در تنهایی کامل هستم و کلا دو تا دوست برام مونده.
آره من وفادارم، هرگز تو رو برای شخص دیگهای ترک نمیکنم، ولی برای خودم ترکت میکنم.
نقش بازی نمیکنم، اگه باختم خودم بودم، بردم هم خودم بودم.
من بهت حسودی میکنم؟ عزیزم من کسی غیر خودم رو اصلا قبول ندارم که بخوام به کسی حسودی کنم.