پست های مربوط به بستند

پست ها و اس ام اس های مربوط به کلمه ی بستند

عزیزان علاقه مند جهت ارسال جملات خود میتوانند با تلفن همراه به سایت ما وارد شوند تا پس از ثبت نام و ایجاد پروفایل قابلیت ارسال جمله برایشان فعال گردد،
شما میتوانید دوستان جدید در «کپی پیست کن» بیابید :)

✿ کپشن خاص ✿
.
#کافه ها را بستند
برگهای زرد آرزوهایمان را
سنگفرش زمینِ سرد خانه هایمان کردیم !
خیابانها را بستند ...
پاییز را مهمانِ گلدانهای سبز پنجره هایمان کردیم !
کُنده های سوخته ی رویا را بغل زدیم
و شبها خواب باران را دیدیم ...
کافه ها را ببندید !
امسال....
قصیده ی #پاییز را در فنجان‌های گرم و
کتابهای قدیمی روی طاقچه
سَر می کشیم ...

#زهره_حدادی

.️کپشن خاص.️

اما منِ امروزی، کابوس پر از خواب است

تکلیف شب و روزم با دکتر اعصاب است

نفرین کدام احساس خون کرد جهانم را؟

با جهد چه جادویی بستند دهانم را؟!


#علیرضا_ آذر


گرگ تیرخورده که هیچ موقع از زخم ناله نمیکنه..چون میدونه اگه بناله کفتارها احساس غرور میکنن....زخمم خوب میشه بی ناله...اما...میدرم،تمام کفتارهایی را که سر شکستن غرورم شرط بستند.






انگلیسی ها وقتی تو افریقا
برای شکار میرفتند،
برای جلوگیری از حملات غافلگیرانه ببرها،
یک بز با خودشان میبردند
و دست بز نگون بخت رو با طنابی
به گردنش می بستند که فرار نکنه
و فقط به سختی میتونست راه بره،
و وقتی ببر یا شیر حمله میکردند، شکارچیان
بز رو رها میکردن و خودشان فرار میکردند
و بز بیچاره که قادر به فرار کردن نبود
گرفتار چنگال ببر میشد!

⭐️ این حکایت حال جامعه ماست التماس تفکر

یک "پسر"می تواند
کاری کند که…
از همه ی مردها متنفر شوی
و
یک "مرد"می تواند
کاری کند که بفهمی
همه ی مرد ها مثل هم نبستند

روزی انوشیروان بر بزرگمهر خشم گرفت و در خانه ای تاریک به زندانش فکند و فرمود او را به زنجیر بستند.چون روزی چند بر این حال بود،کسری کسانی را فرستاد تا از حالش پرسند. آنان بزرگمهر را دیدند با دلی قوی و شادمان.بدو گفتند:در این تنگی و سختی تو را آسوده دل می بینم!


گفت:معجونی ساخته ام از شش جزئ و به کار می برم و چنین که می بینید مرا نیکو می دارد.

گفتند:...

آن معجون را شرح بازگوی که ما را نیز هنگام گرفتاری به کار آید

گفت:آری جزئ نخست اعتماد بر خدای است ،عزوجل،دوم آنچه مقدر است بودنی است،سوم شکیبایی برای گرفتار بهترین چیزهاست.چهارم اگر صبر نکنم چه کنم،پس نفس خویش را به جزع و زاری بیش نیازارم،پنجم آنکه شاید حالی سخت تر از این رخ دهد.ششم آنکه از این ساعت تا ساعت دیگر امید گشایش باشد چون این سخنان به کسری رسید او را آزاد کرد و گرامی داشت.

"الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها"
که درد عشق را هرگز نمی‎فهمند عاقل‎ها

نه آدابی، نه ترتیبی، که حکم عاشقی حُب است
ندارد عشق جایی بین توضیح‎المسائل‎ها

به ذکر «یاعلی» آغاز شد این عشق پس غم نیست
اگر "آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‎ها"

همین که دل به لبخند کسی بستند فهمیدند
"جرس فریاد میدارد که بربندید محمل‎ها"

به یُمنِ ذکر «یازهرا»یشان شد باز معبرها
"که سالک بی‎خبر نبوَد ز راه و رسم منزل‎ها"

به گوش موج‎ها خواندند غواصان شب حمله:
"کجا دانند حال ما سبک‎بالان ساحل‎ها"

شب حمله گذشت و بعد بیست و هفت سال امروز
چنین _با دستِ بسته_، سر برآوردند از گِل‎ها

چگونه موج فتنه غرق خاک و خونشان کرده
که بی‎تاب است بعد از سال‎ها از داغشان دل‎ها

و راز دست‎های بسته آخر فاش شد آری
"نهان کی مانَد آن رازی کزو سازند محفل‎ها؟"

شهادت آرزوشان بود و از دنیا گذر کردند
"متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها"

ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران
بیداری ستاره در چشم جویباران

آیینه ی نگاهت پیوند صبح و ساحل
لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران

بازا که در هوایت خاموشی جنونم
فریاد ها برانگیخت از سنگ کوه ساران

ای جویبار جاری ! زین سایه برگ مگریز
کاین گونه فرصت از کف دادند بی شماران

گفتی : به روزگاران مهری نشسته گفتم
بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران

بیگانگی ز حد رفت ای آشنا مپرهیز
زین عاشق پشیمان سرخیل شرمساران

پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند
دیوار زندگی را زین گونه یادگاران

وین نغمه ی محبت بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقی ست آواز باد و باران

(شفیعی کدکنی)

پیش از من و تو بسیار، بودند و نقش بستند

دیوارِ زندگی را زینگونه یادگاران

وین نغمه ی محبت بعد از من و تو مانَد

تا در زمانه باقیست آوازِ باد و باران



"محمدرضا شفیعی کدکنی"

فردای روزی که دشمن بعثی خرمشهر رو گرفت،
جسد بی جان و عریان دختر خرمشهری رو به تیرک بلندی بستند و اونطرف کارون مقابل چشم های رزمنده های ایرانی گذاشتند.
رگ غیرت رزمنده های دلیر ایرانی به جوش میاد و تک آورهای نیروی زمینی ارتش سه تا شهید می دهند تا بلاخره جسد اون دختر رو پایین میارند و بخاک می سپارند.
بله درست خوندین، سه شهید برای
جسد
یک دختر
مسلمان
ایرانی.
و حالا بعد از گذر ایام آن عده ای که از صدقه سری همین شهدا بر صندلی های نرم جمهوری اسلامی تکیه زده اند بر طبل بی غیرتی می کوبند.
درسته که امروز به لطف امنیتی که شهدا برای ما به ارمغان آورده اند بیگانگان اجازه دست درازی به ناموس ما را ندارند اما از صدقه سری بعضی از مسئولین هر روز دشمنان بیگانه با پوشاندن لباس هایی زننده ناموس مارا برای چشم های کل دنیا عریان می کنند...

اس ام اس های جدید،عاشقانه، خنده دار و . . . ارسالی کاربران

کپشن, کافه, بستند, برگهای, سنگفرش, زمینِ, خانه, هایمان, کردیم, خیابانها, پاییز, مهمانِ, گلدانهای, پنجره, کُنده, سوخته, رویا, زدیم, شبها, خواب, باران, دیدیم, ببندید, امسال, قصیده, فنجانهای, کتابهای, قدیمی, طاقچه, کشیم, زهرهحدادی, امروزی, کابوس, تکلیف, روزم, دکتر, اعصاب, نفرین, کدام, احساس, جهانم, جادویی, دهانم, علیرضا, تیرخورده, موقع, ناله, نمیکنه, میدونه, بناله, کفتارها, غرور, میکنن, زخمم, میشه, میدرم, تمام, کفتارهایی, شکستن, غرورم, انگلیسی, وقتی, افریقا, برای, شکار, میرفتند, جلوگیری, حملات, ببرها, خودشان, میبردند, نگون, طنابی, گردنش, فرار, نکنه, سختی, میتونست, حمله, میکردند, شکارچیان, بیچاره, قادر, نبود, گرفتار, چنگال, میشد, حکایت, جامعه, ماست, التماس, تفکر, تواند, کاری, مردها, متنفر, بفهمی, نبستند, انوشیروان, بزرگمهر, تاریک, زندانش, فکند, فرمود, زنجیر, کسری, کسانی, فرستاد, حالش, پرسند, آنان, دیدند, شادمان, گفتند, تنگی, آسوده, بینم, معجونی, ساخته, چنین, بینید, نیکو, دارد, بازگوی, هنگام, گرفتاری, نخست, اعتماد, خدای, عزوجل, آنچه, مقدر, بودنی, شکیبایی, بهترین, چیزهاست, چهارم, نکنم, خویش, زاری, نیازارم, پنجم, آنکه, شاید, حالی, ساعت, دیگر, امید, گشایش, باشد, سخنان, رسید, آزاد, گرامی, داشت, ایها, الساقی, کأسا, ناولها, هرگز, نمیفهمند, عاقلها, آدابی, ترتیبی, عاشقی, ندارد, جایی, یاعلی, آغاز, نیست, آسان, نمود, افتاد, مشکلها, همین, لبخند, فهمیدند, فریاد, میدارد, بربندید, محملها, یُمنِ, معبرها, سالک, بیخبر, نبوَد, منزلها, موجها, خواندند, غواصان, دانند, سبکبالان, ساحلها, گذشت, بیست, دستِ, بسته, برآوردند, گِلها, چگونه, فتنه, خونشان, کرده, بیتاب, سالها, داغشان, دلها, دستهای, نهان, مانَد, رازی, سازند, محفلها, شهادت, آرزوشان, دنیا, تهوی, الدنیا, اهملها, مهربان, بوسه, بیداری, ستاره, جویباران, آیینه, نگاهت, پیوند, بازا, هوایت, خاموشی, جنونم, برانگیخت, ساران, جاری, سایه, مگریز, کاین, فرصت, دادند, شماران, گفتی, روزگاران, مهری, نشسته, گفتم, بیرون, بیگانگی, آشنا, مپرهیز, پشیمان, سرخیل, شرمساران, بسیار, بودند, دیوار, زندگی, یادگاران, نغمه, محبت, ماند, زمانه, باقی, آواز, شفیعی, کدکنی, دیوارِ, زینگونه, باقیست, آوازِ, محمدرضا, فردای, دشمن, بعثی, خرمشهر, عریان, دختر, خرمشهری, تیرک, بلندی, اونطرف, کارون, مقابل, رزمنده, ایرانی, گذاشتند, غیرت, دلیر, میاد, آورهای, نیروی, زمینی, ارتش, شهید, دهند, بلاخره, پایین, میارند, بخاک, سپارند, درست, خوندین, مسلمان, حالا, ایام, صدقه, شهدا, صندلی, جمهوری, اسلامی, تکیه, غیرتی, کوبند, درسته, امنیتی, ارمغان, آورده, بیگانگان, اجازه, درازی, ناموس, ندارند, بعضی, مسئولین, دشمنان, بیگانه, پوشاندن, لباس, زننده, کنند,