ᴇɴᴅᴘᴀʀᴛ♡
اکانت خصوصیتو روزهای سخت زندگیت یهو یه کسایی یه کارهایی میکنن واست که انتظار نداری، خوشحال میشی ولی تا مدتها یه غمی باهات همراه میشه که چرا از اونهایی که انتظار داری خبری نمیشه، انگار هی یادمون میره نباید از کسی انتظار داشت.
تو روزهای سخت زندگیت یهو یه کسایی یه کارهایی میکنن واست که انتظار نداری، خوشحال میشی ولی تا مدتها یه غمی باهات همراه میشه که چرا از اونهایی که انتظار داری خبری نمیشه، انگار هی یادمون میره نباید از کسی انتظار داشت.
میگم نفس کشیدنم یادم بره
زحمت ها و خوبیات یادم نمیره
عمرم رو عمرت بابا
روزت مبارک همه وجودم
از وقتی دارمت
دیگه یادم نمیاد چقدر غم داشتم..
چقدر غرق بودم تو تنهاییام..
چقدر خنده هام کمرنگ بود و بی جون..
چقدر بی انگیزه بودم و ناامید..
آخه تو با اومدنت حال خوبو تزریق
وجودم کردی..
جای همه رو برام پر کردی
و شدی همه کس من..
تو با اومدنت جون دادی به خنده هام..
شدی امید و دلگرمی برام،
خیلی خوشحالم که دارمت نورِ زندگیِ من
‏خیلی عجیبه که من تا یه اتفاق جالب
تو زندگیم میفته ، دقیقا توی همون لحظه
اولین فکری که میاد تو ذهنم اینه که یادم باشه " اینو برا تو تعریف کنم " .️
دیگر حضورش برایم ارزشی نداشت، وقتی یادم میامد که من داشتم میسوختم و او طوری رفتار میکرد که انگار غریبه و گناهکاری بیش نیستم.
انقد حواسمون پرت بقیه ست
انگار یادمون رفته خدا اصل قضیه ست ..
♡
درباره عشقت چه بنویسم؟
تمام آن چیزی که به یادم میآید این است که صبح از خواب بیدار شدم و خود را پادشاه دیدم .️
دیگه بودنت ارزشی نداره، وقتی یادم میاد داشتم میسوختم و تو طوری رفتاری میکردی انگار غریبه و گناهکاری بیش نیستم.
هیچکس نمیداند که چقدر خوشبختم
هیچکس دگمه های مرا بازنکرده بود
جز تو که می بستی و باز می کردی
نمی دیدی دگمه آستینت به یقه ام بسته شده
و نگاهت بر لب هام ..
دال یادم رفته بود یا میم؟
بوسیدن که یادم نمیرود
بانوی من .️
- عباس معروفی
هر گندی که تو زندگیم میزنم باز یادم میاد به چه آدمهای بیخودی اجازه و قدرت دادم تا زخمیم کنن، شرمنده قلبم میشم و حالم از خودم به هم میخوره اون اشتباهه مثل یه زخمه ک با کوچکترین تحریکی سر باز میکنه و روانیم میکنه.