بیودپ
اکانت خصوصی‏همون آدمی که الان داری خودتو میکُشی که خوشحالش کنی، یه روز وایمیسه توی صورتت و میگه "مگه من ازت خواستم؟".
‏همون آدمی که الان داری خودتو میکُشی که خوشحالش کنی، یه روز وایمیسه توی صورتت و میگه "مگه من ازت خواستم؟".
یحییِ عزیز
زنها حساساند ولی ضعیف نه
یک زن میتواند شب هنگام گریه کند
و صبح با لبخندی بر صورت
به جنگ با زندگی برود 🤍
همزمان هم خنگتر و هم باهوشتر از اون چیزی هستم که فکر میکنی، چه من رو دست کم بگیری چه دست بالا، در هر صورت غافلگیر میشی.
نمیدونی بابت داشتنت چقدر خوشحالم نه؟! تو قشنگ ترین تافته جدا بافته ی دنیایی واسم. هدیه ی طبیعت به پاس تمام رنجهایی که کشیده یا مثلا نوبرونهی درخت ارزو از سمت پری، یا شایدم دعای غریبه ای که خودم نشنیدمش. در هر صورت تو جادویی ترین بخش منی؛ میگم بخش من چون برای یه شخص جدا بودن زیادی بهم نزدیکی!! هیچوقت به همیشگی بودنم شک نکن، چون گره های قلب من فقط به دست خودت باز میشن بمون، بمون بمون؛ اندازه ی تموم ادم ها بمون. با عشق برای رویایی ترین چشم های دنیا!
یه چیزایی هست؛
نه میشه نوشت نه میشه به زبون
آورد و نه میشه فراموش کرد،
همونا میشن چروک های صورت،
موهای سفید، سردرد، معده درد،
بداخلاقیهای گاه و بیگاه.
اضطراب چیزی شبیه مه روی جادس ، که دیدن راه رو سخت میکنه ، در صورتی که جاده سرجای خودشه.
"خوشگلی و زشتی آدم ها هیچ ربطی به صورتشون نداره فقط و فقط به این بستگی داره که کی نگاهشون میکنه"
و زنها با بقیهی آدمها فرق داشتند یحیی ،
زنها شب هنگام به گل های بالشت آب میدادند و صبح با رنگینکمانی در صورت به زندگی برمیخاستند ..
♡
تو فکر میکنی با کنایه حرف زدنت داری من رو حرص میدی در صورتی که من دارم فکر میکنم حتما کودکی سختی داشتی که انقدر عقده داری.
" دستهاش بینظیر بود ، روشن ، نرم و مهربان ، به همان مهربانیِ صورتش " ..️
♡