اونجا که فاضل نظری میگه:
من و جام می و معشوق، الباقی اضافات است
اگر هستی که بسم الله، در تأخیر آفات است
مرا محتاج رحم این و آن کردی، ملالی نیست
تو هم محتاج خواهی شد، جهان دار مکافات است...
ز من اقرار با اجبار می گیرند، باور کن
شکایت های من از عشق ازین دست اعترافات است
میان خضر و موسی چون فراق افتاد، فهمیدم
که گاهی واقعیت با حقیقت در منافات است
اگر در اصل، دین حُبّ است و حُبّ در اصل دین، بی شک
به جز دلدادگی هر مذهبی، مُشتی خرافات است...
. .
- ولی قرار نبود انقدر سخت باشه!
قرار هم نبود اونقدری که تو فکر میکنی راحت باشه تا چشم باز کنی ببینی توو مُشتته.
نصیحت امشب:
پیش از اینکه تشخیص بدید دچار افسردگی هستید یا اعتماد به نفس پایینی دارید؛ مطمئن بشید که توسط یک مُشت بیشعور محاصره نشده باشید.
آدم باید کتابهایی بخواند که گازش میگیرند و نیشش میزنند.
اگر کتابی که میخوانیم مثل یک مُشت نخورد به جمجمهمان
و بیدارمان نکند،
پس چرا میخوانمیش؟
که به قول تو حالمان خوش بشود؟
بدون کتاب هم که میشود خوشحال بود.
تازه لازم باشد، خودمان میتوانیم از این کتابهایی بنویسیم که حالمان را خوش میکند.
ما اما نیاز به کتابخانه، نیاز به کتابهایی داریم که مثل یک ناخوشحالیِ سخت دردناک متاثرمان کند؛
مثل مرگ کسی که از خودمان بیشتر دوستش داشتیم،
دور از همهی آدمها،
مثل یک خودکشی.
کتاب باید مثل تبری باشد برای دریای یخزدهی درونمان!
نامه به پدر
فرانتس کافکا
مُشت آرزوهات رو باز کن و بذار اونایی که باید برن، برن تا بیشتر از این بهت صدمه نزدهاند.
اون آرزویی که باید برآورده بشه
صاف و آروم مثل یه پروانه خودش میاد و میشینه روی شونهات
پیش از آنکه تشخیص دهید دچار افسردگے هستید
یا اعتماد به نفس پایینے دارید؛
اطمینان حاصل کنید که توسط مُشتے احمق محاصره نشده اید ...
✿ کپشن خاص ✿
ما
یک مُشت
خاطرهایم
هرکدام
برای کسی
تلخیم... !
#ساناز_یوسفی
ما یِک مُشت خاطِره ایم
هر کدام
برایِ کسی تَلخیم ..!
#ساناز_یوسفی
‏-رو دیوارای اتاقت چرا انقدر جای مُشتِ؟
‏ زیاد سر و صدا میکنن بعضی وقتا!
‏-همسایه ها ؟
‏ نه. دیوارا.
cactos
مُشترکی که در دسترس نبود ،
خاموشش کنید تا ابد...