کپشنخآص
اکانت خصوصی
تو بهترین سال های عمرمون!
اون جوری که دلمون میخواست
زندگی نکردیم،
اون جوری زندگی کردیم
که مجبور بودیم...!
تو بهترین سال های عمرمون!
اون جوری که دلمون میخواست
زندگی نکردیم،
اون جوری زندگی کردیم
که مجبور بودیم...!
چقدر درس خوندیم، چقدر کار کردیم، چقدر باشعور بودیم، چقدر برای پیشرفت جنگیدیم، چقدر ورزش کردیم، چقدر زحمت کشیدیم، آدمهای قابلی بودیم و این زندگی حقمون نبود.
ما حیف بودیم عزیز من
تلاشگر بودیم ، مهربون بودیم ، مسئولیت پذیر بودیم ، پای کار بودیم ، با اراده بودیم ، باهوش بودیم ، متعهد بودیم ، منضبط بودیم ، از خودگذشتگی داشتیم ، ولی حیف بودیم واسه این دوره از تاریخ ، واسه این نقطه از جغرافیا
حیف بودیم عزیز من ..
بله متاسفانه به قول احمد کایا " به تمام کوههایی که اعتماد کرده بودیم ، برف بارید "
ما
باغبون
بدی
نبودیم؛
گلمون
فصلی
بود....!
اما عزیز من گاهی پایانهای بسیاری را تجربه میکنیم تا به آغازی برسیم که لایقش بودیم.
نیاز دارم برگردم به روزی که دو تا غریبه بودیم و زخمت رو تنم نبود، میدونی اون موقع هم آدم غمگینی بودم ولی انقدر زخمی و غمگین نه.
ما دلبری بلد نبودیم، وایسادیم ،سیگار کشیدیم و رفتنِ اونایی که دوسشون داشتیم و تماشا کردیم ..
ما همیشه
یا جایِ درست بودیم در زمانِ غلط
یا جایِ غلط بودیم در زمانِ درست
و همیشه
همینگونه همدیگر را از دست دادهایم...
اگه با من در ارتباط هستین بدونین که اگه یه روز به هر دلیلی دیگه با هم دوست و در ارتباط نبودیم از من هیچ آسیبی بهتون نمیرسه و تمام حسها، حرفها و لحظههاتون پیش من جاشون امنه.