زندگی من
اکانت خصوصیگاهی به من بگو که از تاریکیِ خودم بیرون بزنم و امیدوار باشم و نترسم ، گاهی به من بگو که زندگی هنوز ارزش زیستن دارد و یک داستانِ غمگین هنوز هم میتواند پایان شادی داشته باشد 🤌🏻
گاهی به من بگو که از تاریکیِ خودم بیرون بزنم و امیدوار باشم و نترسم ، گاهی به من بگو که زندگی هنوز ارزش زیستن دارد و یک داستانِ غمگین هنوز هم میتواند پایان شادی داشته باشد 🤌🏻
گاهی فقط مرور زمان است که میتواند مسکن بعضی از درد های سنگین باشد.
یحییِ عزیز
زنها حساساند ولی ضعیف نه
یک زن میتواند شب هنگام گریه کند
و صبح با لبخندی بر صورت
به جنگ با زندگی برود 🤍
همه بهانه ها دروغ اند !
هرکه بخواهد میتواند !
دیگر نمیخواست بجنگد، دلش پناهی میخواست که زندگی نتواند از او بگیرد، جایی دور از هیاهوی زندگی، که بتواند برای لحظهای از قوی بودن دست بکشد.
اگر چه کسی نمی تواند برگردد به عقب و شروعی عالی داشته باشد
اما هر کسی می تواند از الان شروع کند و یک پایان عالی داشته باشد.
. .
خدای زمینی من؛ تو انقدر در وجودم عمیق شده ای که گمانم حتی اگر میلیون ها سال بعد زمانی که تبدیل به خاک و بذر شدیم گلی شوم با عطر دست های تو؛ و در تمام پروانه ها دنبال نقش چشمانت بگردم. با هر وزش نسیم و دلربایی برگ ها بگویم؛ من زمانی محبوب عاشق ترین مرد زمین بودم، مردی که جای زخم هایم بوسه کاشت و تا ممکن ترین حدی که یک قلب می تواند از امنیت ملموس اغوشش درونم جاری کرد. پس مهم نیست من چگونه باشم روح من تا همیشه به دنبال او خواهد گشت. چرا که جان من و او را از یک گل ساخته اند اولین و اخرین من.
شادی جایی پیدا می شود
که روح بتواند نفس بکشد ..
و کسی چه میداند
آدمی وقتی قلبش را فدای منطقش میکند
چقدر میتواند دردناک باشد...
با من از اندوهت بگو؛ رنگ موردعلاقهات را هر کسی میتواند بداند.