بیودپ
اکانت خصوصی
یه جایی از زندگیت یهو به خودت میایی
میبینی هیچکس تو زندگیت وجود نداره که
خود واقعی تو رو دیده باشه یا حتی بشناسه
حتی یه نفر... واقعا هیچکس ! همونجاست
که میفهمی مجبوری به خودت تکیه کنی :)
یه جایی از زندگیت یهو به خودت میایی
میبینی هیچکس تو زندگیت وجود نداره که
خود واقعی تو رو دیده باشه یا حتی بشناسه
حتی یه نفر... واقعا هیچکس ! همونجاست
که میفهمی مجبوری به خودت تکیه کنی :)
ولی بنظرم بزرگترین شوک زندگی همونجا به آدمیزاد وارد میشه که ازش خودش میپرسه چرا واسه کسی دارم دست و پا میزنم که نه واسهاش ارزش دارم نه منفعت خاصی واسم داره؟ چرا نمیفهمی هیچ جای زندگیش نیستی عزیزم؟ بس کن.
دیدی وقتی در موردش با یکی حرف میزنی، تازه میفهمی چقدر سر سخت بودی و چقدر اذیت شدی که تونستی دووم بیاری؟
اون حس پشیمونیای که بعد از شکستن خط قرمزهات برای یه نفر سراغت میاد، ولی آخرش میفهمی اصلا ارزشش رو نداشته، اوج غمه.
بزرگتر که میشی بیشتر میفهمی بابات تنها کسیه که دوست داره از خودش موفق تر بشی...>>
دیر میفهمی که با هر نخی نباید رویا بافت.
اتفاقا باید باهات رودربایستی داشته باشن باید حد خودشون رو بدونن، اجازه نده کسی باهات شوخی کنه، یه روز میفهمی هر بار که بی احترامی میبینی، تهش وصله به همون روزهایی که اجازه دادی همه باهات راحت باشن
شاید اگ تو نبودی این منِ قوی هم الان نبود؛
شاید اگ قلبمو نمیشکستی نمیفهمیدم نباید حرف های هر کسی رو باور کنم؛
شاید اگه با تو آشنا نمیشدم هیچوقت نمیفهمیدم آدما اونجوری که نشون میدن نیستن؛
شاید تو برای من لازم بودی تا بفهمم برای همه نباید همه ی وجودمو بزارم! همین....
‏شما زمانی میفهمید آدمهای گذشتهتون چقدر بهتون آسیب زدن که یه انسان جدید باهاتون درست رفتار میکنه و شما تعجب میکنید، فکر میکنید داره ادا در میاره و میخواد سواستفاده کنه یا با رفتارش داره در حقتون لطف میکنه.
کشتیات که به گل بنشیند پیاده میشوند و میروند آنگاه میفهمی سوارت بودهاند، نه همراهت.