ᴇɴᴅᴘᴀʀᴛ♡
اکانت خصوصیشاید حرفهایی که زدی رو فراموش کنم اما احساسی که با زدن اون حرفها بهم منتقل کردی هیچوقت از قلبم پاک نمیشه.
شاید حرفهایی که زدی رو فراموش کنم اما احساسی که با زدن اون حرفها بهم منتقل کردی هیچوقت از قلبم پاک نمیشه.
شاید حرفهایی که زدی رو فراموش کنم اما احساسی که با زدن اون حرفا بهم منتقل کردی رو هیچوقت از قلبم پاک نمیشه.
تو این زندگی بزرگترین برد رو آدمایی میکنن که دل ندارن ؛
وابسته چیزی نمیشن؛
احساسی با مسائل برخورد نمیکنن
دلشونم برا کسی نمیسوزه.....
تو از شروع یک رابطه احساسی جدید نمیترسی، از تکرار یک درد قدیمی میترسی.
‏یه بحث در روانشناسی هست به نام خلأ عاطفی یا احساسی،
به مواقعی میگن که فرد نه خوشحال است نه ناراحت!
نه امید داره نه انتظار!
نه به دنبال پاسخی برای این حالتش است نه هیچی!
نه چیزی خوشحالش میکنه نه برعکس!
من الان دقیقا تو همین وضعیت هستم.
لبخند بزن ؛
کسی اهمیت نمیده چه احساسی داری...!!!
. .
انگار تمام علاقهام را خرج تو کردهام، دیگر به هیچکس دیگری هیچ احساسی ندارم.
درد داره، ولی اشکال نداره. ما هیچوقت نمیتونیم کسی رو مجبور کنیم احساسی که بهش داریم رو به ما داشته باشه.
او انسان نیست، من قلب خود را به او دادم، او قلبم را گرفت اما تا سر حد مرگ فشرد و بعد دوباره به طرف من پرتش کرد، قلب آدمی جایگاه احساس اوست، از آنجا که او قلب مرا نابود ساخت، دیگر این قدرت را در خود نمیبینم که نسبت به او احساسی داشته باشم.
به نظرم اینکه بعضی از دیگران فقط وقتی با ما کاری دارن، بهمون پیام میدن، واقعا مشکلی نداره. ما نمیتونیم به همه نزدیک باشیم و دائما از همه خبر بگیریم. ظرفیت روانی و احساسی ما محدوده. اما ناگهان در موقعیتی گرفتار میشیم و یادمون میاد کسی ممکنه بتونه بهمون کمک کنه. خب باید درخواست کنیم. و در مقام کسی که ازش کمک خواسته شده، اگر بتونیم، چرا کمک نکنیم؟ فقط چون اون دیگری هر هفته به یاد ما نبوده؟