کپشن های مربوط به بپذیرم

ᴇɴᴅᴘᴀʀᴛ♡

اکانت خصوصی

رفتنش غمگین بود اما این رو باید بپذیرم که دوستم نداشت، حداقل دوست داشتنش اندازه دوست داشتن من نبود.


بیودپ

اکانت خصوصی

There are things that we don't want to happen but have to accept.

چیزایی وجود داره که ما نمی خوایم اتفاق بیوفته اما باید بپذیرم‍‍شون.


بیودپ

اکانت خصوصی

"I am no longer accepting the things I cannot change. I am changing the things I cannot accept." - Angela Y. Davis

"من دیگر چیزهایی را که نمی توانم تغییر دهم می پذیرم.
و چیزهایی را که نمی توانم بپذیرم تغییر می دهم."


رادیو

اکانت خصوصی

باید یه جایی بپذیرم انقدری که تو برای من مهم بودی من برای تو مهم نبودم.
شاید بعد پذیرفتنش همه چی آسون‌تر بشه.


تکست‌تیوب

اکانت خصوصی

یه چیزی که خیلی آرامش داده به زندگیم اینه که یاد گرفتم آدما رو دقیقا همونجوری که هستن بپذیرم و توقع بیجا از کسی ندارم.
مثلا همونجوری که میدونم یه گاو قرار نیست کتاب بخونه، میدونم بعضیا قرار نیست شعور داشته باشن و بابت حرفا و کاراشون دیگه ناراحت نمیشم و اعصاب خودمو بهم نمیریم.


. .


بیودپ

اکانت خصوصی

God grant me the serenity to accept the things i cannot change; and the courage to change the things i can; and wisdom to know the difference

خدایا به من آرامش عطا کن تا آنچه نمیتوانم تغییر دهم را بپذیرم‍‍. شجاعت ده تا آنچه میتوانم را تغییر دهم، و خرد ده تا تفاوت این دو را دریابم

.࿐


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

رابطه از هر نوعی مراقبت میخواد. این مراقبت خیلی چیزا لازم داره. باید خوب گوش بدیم، صبور باشیم، درک کنیم، بجا و واضح حرف بزنیم، منعطف باشیم، صادق باشیم، اشتباهاتمون رو بپذیرم و حق به جانب نباشیم و نهایتا یه جایی بگذریم و ببخشیم. تک‌تک اینها توی حرف راحته و در عمل خیلی سخت.


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

گوته مینویسد :
اگر تو را به همان شکلی که هستی بپذیرم‍‍، وضعت را بدتر میکنم، امّا اگر با تو به گونه‌ای رفتار کنم که انگار آن کسی که میتوانی بشوی هستی، تو‌ را برای آن‌ شدن کمک کرده ام ...!


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

✿ کپشن خاص ✿

این را دیگر همه ی مردمانِ حاضر در اقلیمِ اطرافم میدانند که هر چند صباح یکبار ، بقچه ام را می اندازم گَلَم و با بغلی از کاغذ باطله راه می افتم میروم پشتِ هیچستان ! همانجا که سهراب بود …
تا شاید بتوانم دور از معاشرت و همهمه ی آدمها ، کمی از خودم را پیدا کنم ! چرا که من میدانم ، هرکجا ازدحام باشد ، صدایِ نور ، عطر آب ، سایه ی گنجشکها و رقص شمعدانی و دستِ خدا … گم میشوند !

در سکوت و غیبت از میانِ مردم است که تو میتوانی بیشتر آسمان را تماشا کنی و صفحات میان کتابت را ببوسی و یک تسبیح برداری و ذکر بگیری که “ چرا هستم !؟ “ و “ آخرین کار پیش از مرگم چه باید باشد ؟ “

و این بار دست از پا دراز تر برگشته ام !
شاید خیال کنید با طوماری حدیث و پند و نصیحت میخواهم آن ته مانده حوصله تان را بجَوَم و از آنچه فهمیده ام بگویم ! نه !
من دریافتم … به خوبی دریافتم …
نه آنقدر بزرگ هیبتم که جهان بی من بخشکد و مردم در نبودم تلف شوند یا در خاطرشان بمانم !
نه آنقدر ناچیزم که نشود لکه ای ، جوهری نور از حضورم بیوفتد روی زمین و جوانه شود ..

دریافتم آدمی همواره چیزی میانِ خوف و رجا بوده ! چیزی بینِ هیچ چیز و همه چیز بودن ! …
دریافتم که باید ما بقیِ ایامِ پیش رویم را به شنیدن بگذرانم … و بپذیرم من از دانستنی ها ، اندکی میدانم !
آن هم این است که :
“ هیچ چیز نمیدانم “


#میم_سادات_هاشمی





کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

تو آخرین بازمانده‌ی دلخوشی‌های منی،
"برایم بمان لطفا!"
هرچیز که
و هرکس که دوست داشته‌ام،
آدم‌ِ من نبوده.
یاد گرفته‌ام چشم‌پوشی کنم،
از چیزها و آدم‌ها و دلخوشی‌ها... .
یاد گرفته‌ام بپذیرم که خیلی چیزها قابل تغییر نیست،
خیلی چیزها و آدم‌ها را نمی‌شود داشت
و من دست برداشته‌ام از خواستن‌های بیهوده.
اما تو فرق داری،
تو را نیاز دارم.
تو را نیاز دارم برای اینکه خوب باشم،
برای اینکه شب‌ها زودتر بخوابم
و روزها زودتر بیدار شوم،
برای اینکه بیشتر حواسم به خودم باشد،
بیشتر تلاش کنم و بیشتر موفق باشم.
عشق، مطمئن‌ترین آرایش دنیاست
و من می‌خواهم از همیشه زیباتر باشم.
تو را نیاز دارم "ای‌آخرین بازمانده!"
"برایم بمان لطفا...